دنبال کننده ها
دنبال کننده ها
۱۳۹۹ دی ۵, جمعه
۱۳۹۹ دی ۳, چهارشنبه
اگر لنین نبود ترکیه ای نبود !
اگر لنین نبود ترکیهای هم نبود!
به گزارش یورد نیوز، ولادیمیر ژیرینوفسکی رهبر حزب لیبرال دموکرات روسیه که به اظهارات خاص و پیشبینیهایش در عالم سیاست روسیه معروف است، در انتقاد از سیاستهای منطقهای ترکیه اظهار داشت:
“ترکیه اکنون در جبهههای گوناگون از سوریه گرفته تا لیبی و قرهباغ و کریمه و قبرس در مقابل روسیه ایستاده اما هنوز دشمن راهبردی روسیه نشده است. آنکارا بیش از اینکه با ما همراه باشد، در مقابل ماست.
تُرکها باید قدردان لنین باشند چراکه اگر بلشویکها در ماههای پس از پایان جنگ جهانی اول با تسلیحات، پول و طلا از آنها حمایت نمیکردند، اکنون ترکیهای وجود نداشت بلکه یونان بزرگ، بلغارستان بزرگ، ارمنستان بزرگ و کردستان وجود داشت.”
گفتنی است، در ماههای اخیر به ویژه پس از مداخله آشکار آنکارا در تحولات قرهباغ، انتقادها از سیاست اردوغان علاوه بر ایران در رسانههای روسیه هم بالا گرفته است اما مسکو ظاهراً همچنان در برابر پیشرویهای ترکیه از خود خویشتنداری نشان میدهد چراکه نمیخواهد روابطش با این کشور را به خطر بیندازد.
۱۳۹۹ دی ۱, دوشنبه
۱۳۹۹ آذر ۳۰, یکشنبه
بهبود سطح معیشت .
نمودارِ دستمزد-معیشت در سه سال اخیر؛
صرف محاسبهی "سبد معیشت" فایدهای ندارد/ آیا در سال ۱۴۰۰ شکاف دستمزد و هزینههای حداقلی زندگی ۳ میلیون تومان خواهد بود؟
در سالهای اخیر، ما شاهدِ افزایش شکافِ هزینه- دستمزد در طول سه سال بودهایم. این فاصله ابتدا یک میلیون تومان بوده، سال بعد، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شده و سال بعدتر به ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. با این حساب، اگر همین روند بخواهد ادامه داشته باشد در سال ۱۴۰۰، فاصلهی دریافتی کارگران و سبد معیشت به بیش از ۳ میلیون تومان خواهد رسید.
به گزارش خبرنگار ایلنا، «دستمزد» مهمترین مطالبه و دغدغهی طبقهی کارگر است؛ معیشت کارگران شاغل و بازنشسته به مذاکرات مزدی در شورایعالی کار وابسته است و معمولاً ابلاغیه مزدی برای یکسال تمام لازمالاجراست، هرچند در قانون کار ممنوعیتی برای ترمیم مزد و مستمری درمیانهی سال وجود ندارد.
تولدِ گفتمانِ «سبد معیشت»
در ماده ۴۱ قانون کار، دو مولفه با خاصیت تجمیع و همزمانی برای تعیین افزایش حداقل دستمزد سالیانه کارگران مشخص شده است؛ اول نرخ تورم رسمی اعلامی بانک مرکزی و دوم کمینهی هزینههای زندگی برای یک خانوار متوسط. همزمانی این مولفهها و خاصیت تجمیعی آنها به این معناست که دستمزد همزمان باید هر دو شرط را برآورده سازد: نرخ افزایش مزد باید بیشتر از نرخ تورم رسمی باشد «به گونهای که» که بتواند هزینههای حداقلی زندگی را برآورده سازد. با اینهمه تا پایان سال ۹۶ و قبل از آغاز مذاکرات جدی برای دستمزد ۹۷، شرط دوم تعیین دستمزد یعنی حداقل هزینههای زندگی، به هیچوجه در مذاکرات و گفتگوهای رسمی و سهجانبه در نظر گرفته نمیشد.
در زمستان ۹۶، شورایعالی کار مصوبهای داشت که براساس آن، محاسبهی نرخ سبد معیشت خانوار –ترجمان عملی و محاسباتی شرط دوم تعیین دستمزد- به صورت سهجانبه تبدیل به یک الزام شد. تنها پس از محاسبهی سبد معیشت برای یک خانوار متوسط است که مذاکرات دستمزد میتواند آغاز شود.
در همین راستا، کمیتهی تخصصی و سه جانبهی دستمزد، ذیل شورایعالی کار با حضور نمایندگان دولت، کارگران و کارفرمایان تشکیل شد؛ این کمیته در سه سال اخیر (۹۷، ۹۸ و ۹۹) در ماههای پایانی سال، محاسبات سبد معیشت خانوار متوسط را انجام داده و رقم نهایی آن را مشخص کرده است. نمایندگان دولت، کارگران و کارفرمایان، پای این عدد توافقی امضا گذاشتهاند و آن را به عنوان «پایه قانونی» برای حداقل دستمزد سالیانه کارگران به رسمیت شناختهاند.
در بستر همین روال عرفی، بیست و پنجم آذرماه ۹۸، آغاز به کار رسمی کمیته دستمزد برای تعیین نرخ سبد معیشت ۱۴۰۰ در جلسه رسمی شورایعالی کار اعلام شد؛ به این ترتیب، در هفتههای آینده نمایندگان سه گروه از شرکای اجتماعی، محاسبات رسمی سبد معیشت را آغاز خواهند کرد و قبل از کلید خوردن چانهزنی های رسمی مزد ۱۴۰۰، این نرخ نهایی و اعلام خواهد شد.
اما سوال اینجاست که صرفِ محاسبهی «سبد معیشت خانوار متوسط» چه فایدهای در زمینهی دستمزد و معیشت طبقهی کارگر دارد؛ آیا این محاسبات منظم سالانه توانسته بهبودی در معیشت کارگران به وجود آورد؟
تاثیرِ گفتمانِ سبد
ارزیابیِ پراگماتیستی این محاسبات نشاندهندهی تاثیرگذاری صفر یا نزدیک به صفر آن در تعیین دستمزد سالیانه است. برای اثبات این حقیقت، بهتر است مروری بر روند محاسبه سبد و تعیین دستمزد در سه سال اخیر داشته باشیم.
در ۲۲ فروردین ۹۷، حداقل دستمزد کارگران برای این سال (۹۷)، ۲۲ درصد افزایش یافت و پایه مزد به یک میلیون و ۱۱۴ هزار تومان رسید؛ در نتیجه کارگران حداقلبگیر فاقد فرزند در سال ۹۷، حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان دریافتی داشتند؛ این در حالیست که سبد معیشت رسمی و مورد توافق هر سه گروه اجتماعی برای سال ۹۷، ۲ میلیون و ۶۴۵ هزار تومان نرخگذاری شد. اگر خوشبینانه و با اغماض به دریافتی کارگران نگاه کنیم و فرض بگیریم که کارگران بیمه شده، همه مزایای مزدی را میگیرند، میتوانیم ادعا کنیم در سال ۹۷، دریافتی کارگران حداقلبگیر، حدود یک میلیون تومان از سبد معیشت حداقلی کمتر بوده است.
در سال ۹۸، حداقل دستمزد ۳۶.۵ درصد افزایش یافت و پایه مزد به یک میلیون و ۵۱۷ هزار تومان رسید. در این سال، دریافتی کارگر حداقلبگیر با احتساب همهی مزایای مزدی، حدود ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان بود و این در حالیست که سبد معیشت رسمی مصوب کمیتهی دستمزد ذیل شورایعالی کار، ۳ میلیون و ۷۵۹ هزار تومان نرخگذاری شده بود. با این حساب، در سال ۹۸ بازهم با رعایت اغماض و خوشبینی، دریافتی کارگران حداقلبگیر حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان نسبت به سبد معیشت حداقلی و رسمی، عقبماندگی داشته است.
به سال ۹۹ میرسیم؛ امسال حداقل دستمزد کارگران بعد از مدتها چانهزنی و گفتگوهای کشدار، ۲۶ درصد افزایش یافت و پایه مزد به یک میلیون و ۹۱۱ هزار تومان رسید. با این حساب، دریافتی کارگر حداقلبگیر با احتساب مزایای مزدی، ۲ میلیون و ۶۱۱ هزار تومان است. این در حالیست که در بهمن ۹۸ و قبل از مذاکرات جدی دستمزد ۹۹، کمیته دستمزد شورایعالی کار، سبد معیشت حداقلی را ۴ میلیون و۹۴۰ هزار تومان نرخگذاری کرد. بنابراین در سال ۹۹، دریافتی کارگران حداقلبگیر، حدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان از سبد معیشت حداقلی عقبتر است.

محاسبهی نرخ تغییرات تفاضل این دو عدد (دریافتی کارگر در هر سال و نرخ سبد معیشت رسمی) نشان میدهد که هرچه جلوتر آمدهایم فاصلهی دستمزد و سبد معاش بیشتر شده است یا به عبارت سادهتر، هرسال عقبافتادگی دستمزد از هزینههای بسیار حداقلی زندگی، بیشتر شده است. در واقع، ما شاهدِ افزایش شکافِ هزینه- دستمزد در طول سه سال بودهایم. این فاصله ابتدا یک میلیون تومان بوده، سال بعد، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شده و سال بعدتر به ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. با این حساب، اگر همین روند بخواهد ادامه داشته باشد در سال ۱۴۰۰، فاصلهی دریافتی کارگران و سبد معیشت به بیش از ۳ میلیون تومان خواهد رسید.
بنابراین باید پرسید فایده محاسبه سالانه و حتی ماهانهی سبد معیشت چیست؟ اگر قرار باشد در تعیین دستمزد، نرخ توافقی و سهجانبهی سبد، هیچ محلی از اعراب نداشته باشد، صرف اعلام این اعداد چه فایدهای دارد؟
نظرِ فعالان کارگری در رابطه با گفتمانِ سبد
علی خدایی (عضو کارگری شورایعالی کار) در این رابطه به ایلنا میگوید: تا قبل از مذاکرات مزدی ۹۷، دولتیها از اساس حق کارگران برای دریافت دستمزد به اندازهی هزینههای زندگی را به رسمیت نمیشناختند و مبنای چانهزنیهای مزدی، نرخ تورم رسمی بود؛ فایدهی نهادینه شدنِ گفتمانِ «سبد معیشت» این است که دولتیها و کارفرمایان مجبور به اعتراف شدهاند که حق کارگران، بسیار بیشتر از این حرفهاست؛ در ضمن، در مذاکرات مزدی ۹۸ و ۹۹ نرخ توافقی سبد، به عنوان یک ابزار برای چانهزنی توسط گروه کارگری مورد استفاده قرار گرفت؛ نمیگویم نتیجهی مطلوب یا برابر با نرخ سبد حاصل شد اما به هرحال، محاسبات سبد، ابزار خوبی برای چانهزنی کارگران و نمایندگان آنها بوده و هست.
فرامرز توفیقی (رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراها) نیز در این رابطه به ایلنا میگوید: صرف محاسبه عدد و رقم برای سبد معیشت، هیچ نفعی به حال طبقهی کارگر ندارد. اگر قرار باشد هر سال ما محاسبه را انجام دهیم و دولتیها هم پای آن را امضا بگذارند اما بعد بروند سراغ همان عدد و رقمهای ناچیز و کمتر از نرخ تورم، محاسبات هیچ فایدهای ندارد.
به گفتهی او، سبدی که به صورت رسمی و سهجانبه نرخگذاری میشود، بسیار حداقلی است و فاصلهی زیادی با هزینههای واقعی زندگی دارد.
توفیقی تاکید میکند: سال قبل قرار شد راهکارهای احصای هزینههای غیرخوراکی، مانند مسکن، آموزش و بهداشت به بحث گذاشته شود که این اتفاق نیفتاد و کماکان سبد معیشت خانوار با مبنا قرار دادن سبد خوراکیها و آشامیدنیها و بسیار حداقلی و غیرواقعی محاسبه میشود؛ حال آنکه در دوسال اخیر با رشد ۵۰۰ درصدی هزینههای مسکن و گرانی هزینههای آموزش (متعاقب مجازیسازی تحصیل) و بالا رفتن هزینههای درمان و بهداشت به دلیل سربار ناشی از کرونا، مبنا قرار دادن سبد خوراکیها و تعیین سبد معاش براساس آن، خیلی جواب نمیدهد. در سبد رسمی، تنها خوراکیها و آشامیدنیها دقیق نرخگذاری میشود و باقی اقلام، با نسبتگیری تعیین میشود.
تعیین هزینهی مسکن، آموزش و درمان، اهمیت بسیار دارد. در قانون اساسی، پرداختِ «دستمزدهای اجتماعی» وظیفهی حاکمیتی دولت است؛ دستمزد اجتماعی به معنای فراهمسازیِ مسکن، درمان رایگان و آموزش همگانی و رایگان است؛ براساس اصول ۲۹، ۳۰ و ۳۱ قانون اساسی، درمان رایگان، بیمه همگانی، آموزش رایگان و تامین مسکن با اولویت کارگران و روستانشینان، از وظایف حاکمیتی دولت است که متاسفانه در دهههای گذشته، هیچکدام از دولتهای تعدیلی بعد از جنگ، به این وظایف تمکین نکردهاند؛ در چنین شرایطی، وقتی دولت ارادهای برای پرداخت دستمزدهای اجتماعی ندارد، بایستی هزینهی حداقلی مولفههایی مانندِ مسکن، درمان و آموزش، به دقت احصا و در محاسبات سبد، لحاظ شود.
به گفته توفیقی، در مذاکرات کمیته دستمزد برای تعیین سبد ۱۴۰۰، این مولفهها بایستی احصا و نرخگذاری شود و علاوه بر این، افزایش نرخ اقلام در سال جاری بایستی به دقت در نظر گرفته شود اما از همه اینها مهمتر، تعیین دستمزد براساس نرخ سبد محاسبه شده است که اگر قرار باشد بازهم در تعیین دستمزد، محاسبات سبد منظور نشود، این محاسبات بلافایده و از حیز انتفاع ساقط خواهد بود.
عبدالله وطنخواه (فعال کارگری) نیز در رابطه با محاسبات سبد معیشت به صورت سالیانه به ایلنا میگوید: سبد معیشت نیز مانند بسیاری از گفتمانهای رایجِ سالهای اخیر، از «معنا» تهی شده است؛ بسیاری از گفتمانهای خوب، دیگر معنایی ندارند و دچار تهیبودگی شدهاند. مدتهاست که همه در مورد سبد معیشت صحبت میکنند؛ از نمایندگان مجلس که میخواهند خود را حامی کارگران نشان دهند گرفته تا دولتیها و وزرای اقتصادی اما کاربرد اصلی و اساسی گفتمان سبد که همان تعیین دستمزد بر این مبناست، نادیده گرفته میشود؛ با این حساب، اینکه هر سال بگویند سبد معیشت به این رقم یا آن رقم رسید، چه فایدهای برای کارگران دارد؟ محاسبه سبد وقتی مفید فایده است که حداقل دستمزد کارگران شاغل و حداقل مستمری کارگران بازنشسته، حول و حوش رقم محاسبه شده تعیین شود؛ حالا ده یا بیست هزار تومان بالاتر یا پایینتر؛ غیر از این باشد، محاسبهی سبد تقریباً «آب در هاون کوبیدن» است!
او بر این عقیده است که تا زمانیکه کارگران تشکل مستقل و قدرتمند و قدرت چانهزنی و اعتراض نداشته باشند، از اعداد و ارقام کاری برنمیآید؛ تا این پیششرطها فراهم نباشد، در بر همین پاشنه خواهد چرخید!
جمعبندی
مروری بر رویکردهای مزدی دولتیها و کارفرمایان در سالهای اخیر نشان میدهد که آنها به اجبار و ناخواسته به محاسبات رسمی سبد معیشت تن میدهند و با اکراه بسیار پای آن را امضا میگذارند اما وقتی پای مذاکره جدی و نهایی دستمزد میرسد، چون «قدرت» و «توان چانهزنی» دارند، حتی اگر این توان چانهزنی منجر به «اقناعِ طرف مقابل» نشود، به زور حرف خود را به کرسی مینشانند و مزد را مطابق خواستهی خود تعیین میکنند.
در چنین شرایطی، سوال اینجاست که آیا بازهم محاسبه سبد ۱۴۰۰، کاملاً بلافایده خواهد بود؟ آیا در سال ۱۴۰۰، روند افزایش شکافِ دستمزد- هزینهها ادامه مییابد و فاصلهی دریافتی کارگران و سبد حداقلی که فاصلهی بسیار با واقعیات زندگی دارد، به بیش از ۳ میلیون تومان خواهد رسید؟!
گزارش: نسرین هزاره مقدم
تقدیمبه وبلاگ پروانه - مزدک عمادی
۱۳۹۹ آذر ۲۸, جمعه
۱۳۹۹ آذر ۲۷, پنجشنبه
۱۳۹۹ آذر ۲۶, چهارشنبه
عجایب هند
از 10 رای
- 25 آذر 1399 07:00
- 3
- 38.8K
گذشت زمان و پیشرفت بشریت بسیاری از رسوم عجیب دیرینه را کمرنگ کرده یا از بین برده است. اما هنوز تعداد مراسم عقیدتی – مذهبی که از خرافه ریشه گرفتهاند، کم نیستند. هند یکی از کشورهای چند عقیدتی است که در هر منطقه و ایالت آن میتوان دین و خدای تازهای را کشف کرد. در این مطلب به 10 تا از عجیب ترین مراسم و باورهایی که هندیها انجام میدهند، میپردازیم. همراه ما باشید.
10. عروسی گرفتن برای قورباغهها
در جهان هنوز هم قبایلی وجود دارند که برای راضی نگه داشتن «خدای باران» اقدامات عجیب و غیرقابل درکی را انجام میدهند. در کشور هند اگر باراش باران بین ماههای ژوئن و سپتامبر به تعویق بیوفتد، گروهی از هندیها به دلیل ترسِ از بین رفتن زمینهای کشاورزی خود قورباغه نری به نام وارون (نام خدای آب) و قورباغه مادهای به نام وارشا (نامی برگرفته از بادهای موسمی و بارانزا) را انتخاب میکنند و در یک مراسم هندو آنها را به عنوان زوج یک دیگر درمیآورند. البته به غیر از قورباغه، عروسی گرفتن برای سگها و الاغها نیز جهت خشنودی خدای باران در بعضی از نقاط هند انجام میشود.

9. کندن موی سر
غیر از هندوها ادیان و مکتبهای بسیاری در کشور هند وجود دارد و یکی از مشهورترینهای آنها دین برهمودا نام دارد. این دین به ریاضت انسان و احترام به تمامی موجودات تاکید دارد و پیروان خود را به داشتن یک زندگی معمولی دعوت میکند. یکی از اقدامات عجیب پیروان مکتب جین (دین برهمودا) کایا کلش نام دارد. طبق این رسم، پیروان جین با دستان خالی تمامی موهای سرشان را میکنند و در انتها مدفوع گاو را روی سر خود میگذارند تا زخم سرشان بهبود پیدا کند.

8. پرتاب کودکان از ارتفاع
پرتاب کودکان از ارتفاع، رسمی کهن در هند است که قدمتی 700 ساله داشته و توسط پیروان هندو و مسلمانان هندی انجام میشود. این رسم در معبد سانتسوار برگزار شده و در آن کودکان توسط یک زاهد مجرب از ارتفاعات 9 تا 15 متری به سمت زمین پرتاب میشوند. البته مردم با ملحفههایی انتظار این کودکان را در زمین میکشند و اجازه نمیدهند آسیب جدی بر آنها وارد شود! این رسم جهت آوردن برکت و سلامتی کودک به کانون خانواده و تبرک کردن زوجین برای فرزندآوری بیشتر انجام میشود.

7. فستیوال تایپوسام
تاپویوسام نام فستیوال مشهوری در آیین هندو است که علاوه بر هند، در کشورهای دیگری مانند مالزی، سنگاپور و کوآلالامپور که دارای پیروان هندو هستند برگزار میشود. در جشنواره تاپیوسام که با سوراخ کردن بدن همراه میشود بعضی از شرکت کنندگان دهن و زبان خود را پاره میکنند و نیزهای از آن عبور میدهند. بزرگی و سنگینی، تعداد نیزهها و ... بستگی به خود شرکت کنندگان داشته و اغلب متقاضیانی که تمایل به سنگین تر کردن نیزه دارند از مرکباتی چون نارنگی و پرتغال بر دو سر نیزه استفاده میکنند. این فستیوال به منظور گرامی داشت خدای جنگ هندو، موروگان که فرزند شیوا هست انجام میشود.


6. عبور گاو از کمر انسان
همانطور که به احتمال زیاد میدانید در باور هندو، گاو حیوان مقدسی در نظر گرفته میشود و یکی از راههایی که هندیها فکر میکنند باعث میشود تا این تقدس شامل حالشان شود این است که روی زمین بخوابند و گاوها کمرشان را حین عبور از مسیر لگد کنند. این رسم عجیب در محله گارابادا واقع در ایالت غربی گجرات انجام میشود. ساکنین گارابادا بر این باور هستند که لگدمال شدن کمر افراد به وسیله سم گاو سبب کم شدن مشکلات آنها در زندگی میشود.


5. ازدواج با حیوانات
به نظر میرسد که ازدواج در باور هندو، راه حلی برای کاهش غالب مشکلات در نظر گرفته شده است. هنوز هم در روستاهای دور افتاده هند، باوری وجود دارد بر این اساس که اگر دختری با نقصی در صورت (زشت بودن چهره در نظر گرفته نمیشود) به دنیا بیاید، روح آن توسط ارواح تسخیر شده است و سرنوشت شومی خواهد داشت. جهت رفع این مشکل، این دست از دختران باید با یک حیوان ازدواج کنند تا روح و جسمشان از شیاطین تطهیر پیدا کند. در آخر هم دختران میتوانند بدون نیاز به طلاق گرفتن از حیوان، با یک مرد ازدواج کنند.

4. راه رفتن روی آتش
راه رفتن روی آتش یکی از مرسوم ترین سنتهای هند بهشمار میرود که به غیر از این کشور در دیگر نقاط جهان چون ژاپن، اسپانیا، چین، نیوزلند، جزیره فیجی، بلغارستان و ... به منظورهای مختلف انجام میگیرد. راه رفتن روی آتش که در کشور هند به تیمیتی مشهور است، نخستین بار در سال 1840 برگزار شد.این مراسم، یادبودی از درائوپادی (الهه ای که با پنج برادر به طور همزمان ازدواج کرده بود) است. درآئوپادی پس از انتهای جنگ کورکسترا بر روی آتش راه رفت تا بیگناهی و مظلومیت خود را اثبات کند. پس از این داستان، هندیها برای اینکه توسط این الهه آمرزش پیدا کنند با پاهای برهنه روی آتش (معمولا ذغال سنگ داغ) راه میروند.

3. گوشت آویز کردن انسان زنده
سختی راهی است که پیروان هندو باور دارند آنها را به خدایانشان نزدیک تر میکند. در معبد کالی، این باور به شکلهای بسیار دردناکی تعمیم یافته تا جایی که افراد را برای شبیه کردن آنها به عقاب در حال پرواز، از گوشت و پوستهای دست، کمر و پایشان به وسیله قلابهای آهنین به تکه چوبی آویخته میشوند. البته غیر از معبد کالی، معابد و مناطق بسیار دیگری هم به این رسم اعتقاد دارند. در این میان معبد دوی با بیش از 100 گاردوان (افراد آویزان شده) بیشترین رقم را به خود اختصاص داده است.


2. فستیوال بانی
یکی دیگر از مراسم خونین و ترسناکی که در هند برگزار میگردد فستیوال بانی (Bani festival) نام دارد. این فستیوال در روز داسارا برگزار شده و سبب کور شدن و مجروح شدن صدها نفر میشود. فستیوال بانی که با نام دِوارگاتا داسارا نیز شهرت دارد. یک رسم 100 ساله است که میان پیروان آیین هندو در معبد دوارگاتا انجام میشود. طی این مراسم خونین صدها نفر از ایالتهای آندرا پرادش و کارناتاکا (عمدتا متشکل از جوانان روستایی) به این معبد میآیند و با چوبهای بلند و گاها شعلههای آتشین بر سر یک دیگر ضربه میزنند.
این مراسم نیمه شب آغاز شده و در حالی که شرکت کنندگان غرق در خون شدهاند تا طلوع آفتاب این کار را ادامه میدهند. در این مراسم پلیس و پزشکان نیز حضور مییابند تا در صورت نیاز مداخله کنند. هرچند اقدامات پلیس در این مراسم بسیار محدود است. گفته میشود در این زمان شیوا، یکی از خدایان هندو موفق به کشتن اهریمن میشود و برای گرامی داشت این اقدام پیروان هندو آن را جشن میگیرند.

1. آدم خواری
و اما ترسناک ترین رسمی که کماکان در هند وجود دارد به قبلیه آگوری مرتبط میشود. در این قیبله شیوا به عنوان ایزد و ارباب مورد پرستش قرار میگیرد و طبق باوری که در این مکتب وجود دارد، تمام چیزهایی که در طبیعت وجود دارد میتواند مورد استفاده قرار بگیرد. از این رو در قیبله از جمجمه افراد مرده به عنوان یک پیاله غذاخوری استفاده میشود و حتی مردم قبیله برای خرسند نگه داشتن همسر شیوا، انسانها را میکشند و گوشت آنها را میخورند. به طور کلی چیزی در اعتقاد آگوریها تابو محسوب نمیشود و تمام کارهایی که سبب نزدیکی به شیوا شود انجام میدهند. این قوم ژنده پوش دارای اعتقادات قوی نسبت به الهه خود هستند و برای نزدیکی به او زندگی ریاضت وارانه را برگزیدهاند.

۱۳۹۹ آذر ۱۵, شنبه
آموزش زبان ترکی
خیلی دوست داشتم که این خبر را من در وبلاگم درج کنم . در گروه آذربایجان قهرمانلاری در فیس بوک آموزش زبان ترکی ایرانی شروع شده است . علاقمندان میتوانند از گروه بازدید و آموزش را ببینند .
۱۳۹۹ آبان ۳, شنبه
ترکی ایرانی را پاس داریم .
ترکی را همانگون بنویسیم که میگوییم
متنی که خدمت شما تقدیم میدارم توضیحی است که در ابتدای یک کتاب ترکی توسط نویسنده ای ترک زبان و ایرانی درج شده است . لطفا اگر برایتان نوشته ای نامانوس آمد پس باید قبول کنیم که ما میخواهیم آنچنان بنویسیم که می گوئیم . و صد البته برای زبان ادبی ترکی خودمان هم جایگاهی قائل هستیم که انشاالله در مجالی دیگر توضیح خواهم داد . نویسنده
بو گوُن سئوگیلی غزل تاختا قاپیْمیْزی دؤیوُبسَه ، وورغولاماسی یئرینه دوُشَردی کی سؤیلَه میش اولاق ، شعر لَرین و شاعر لَرین دوُزوُلمَه سی هئچ بیر قایدا قانون دان دَسفتَک آلمیر .و ائلَه توپلاندیْقجا دوُزوُلموشدوُر . داها دوغروسو شعر ، قایدا قانون گؤتوُرَن هوُنَر دئییل !
چاغداش غزل یازان شاعر لَریمیز طبیعی کی بوردا گَلَن لَردن چوخ اولمالیْ دیْلار ، آنجاق بیز بو قَدَر توپلایا بیلدیک . بؤیوُک سهند دئمیشکن « منیم دَه الیمدَن بو گَلیر آنجاق ... »
متن دَه ایرَلی سوُردوُروُلَن ، اورتو قرافی و املا اساس لاری ( آئین نگارش زبان ترکی ) چالیْشدیْغیْمیْز قَدَرینجه واحد بیر اورتو قرافی آماجی ایلَه ساهمانلانمیْشدیْر .
گَلَجک دَه حاضیرلانان « شعر آنتولوژی سی » لرینین داها دولغون اولمالاری اوُچون ، اَل لَریمیزی سیز شعر سئوَرلر و شاعیر لَرَه دوغرو اوزادیریق ، اونسوز دا سیزینلَه اؤیوُندوُیوُموُز گیزلَه دَه بیله جَک بیر فخر دئییل ...
یاشامالیْسیْنیْزسئوگی گوُجوُیلَه ...
باز هم اصرار در استفاده از لغات منسوخ و کم استفاده شده و روسی هستید ؟ بطوریکه می بینید از غلیظی عبارت ترکی آنطرف ارس ، نویسنده به زبان فارسی پناه آورده !! تا بگوید منظورش آیین نگارش زبان ترکی است !
کاتب خود شاگردی بیش نیست ، بنابراین بانتظار دریافت نظرات و پیشنهادات و ارشادات اساتید بزرگوار تاریخ ادبیات و همچنین زبان ترکی آذربایجانی ایران هستم . و این مهم را هم یاد آور میشوم که وزارت ارشاد اسلامی بدون توجه به آثار تخریبی بکار گیری ادبیات باکو و شاماخی در چهل سال گذشته تا توانسته در خدمت قوم گرایان و راه گم کرده ها و طالبان وحدت زبانی (بگوئیم آپارتاید زبانی) بوده است . ایرج ایران دوست
۱۳۹۹ مهر ۱, سهشنبه
مصاحبه با شیوا ابراهیمی -بازیگرتئاتر و سینما
ناگفتههای بازیگر «زمین گرم»؛ از علاقه به تئاتر تا گلایه از ارتباطات در سینما
شیوا ابراهیمی: خیلی اهل حاشیه و فضای مجازی نیستم
شیوا ابراهیمی، بازیگر سریال«زمین گرم» معتقد است که این سریال سعی در فرهنگسازی و مستقل نشان دادن زنان دارد یکی از ویژگیهای ممتاز کارهای سعید نعمتالله همین موضوع است و این سریال هنوز هم به زمان احتیاج دارد تا بهتر دیده شود.
مهسا بهادری: شیوا ابراهیمی که در ابتدای فعالیت در این عرصه، با سریال«مسافر» سیروس مقدم بسیار دیده شد و بعدها هم با بازی در «زیر هشت» طرفداران خاص خود را پیدا کرد. ابراهیمی سال گذشته نیز با بازی در سریال«برادر جان» ثابت کرد که دوست دارد نقش یک زن مستقل را بازی کند و یکی از دلایل همکاریاش با سعید نعمتالله نیز همین موضوع است که این نویسنده در آثارش به زن و استقلال زنان اهمیت میدهد و یکی از دلایل پذیرش بازی در سریال «زمین گرم» که در حال حاضر از شبکه سه سیما پخش میشود هم همین موضوع بود.
شیوا ابراهیمی نقش آتنه را ایفا میکند، کاراکتری که با جدا شدن از همسر خلافکارش، سعی دارد به سمت مستقل شدن گام بردارد. در رابطه با کارکتر آتنه و سریال «زمین گرم»، با شیوا ابراهیمی گفت و گو کردیم که در ادامه میخوانید.
ضبط سریال «زمین گرم» همچنان ادامه دارد؟
بله، ضبط سریال ادامه دارد و هنوز به پایان نرسیده است.
وقتی پای سریال «زمین گرم» مینشینیم، به نحوی سریال« برادر جان» برای ما تداعی میشود و علاوه بر بازیگرها که تقریبا ۴۰ درصد مشابه هستند، موضوع هم به گونهای شباهت دارد.
نویسنده هر دو سریال یک نفر است، ضمن اینکه اینبار آقای نعمتالله مسئولیت کارگردانی را نیز برعهده دارد و اولین کار رسمی ایشان به عنوان کارگردان است. ممکن است این شباهت به این دلیل باشد اما دو کار کاملا متفاوت است و تمام شخصیتها باهم فرق میکنند.
در یک مصاحبهای آقای نعمتالله اعلام کرده بودند که قصد دارند یک سه گانه درباره موضوع برادر بسازند که تا اینجای کار، دو سری آن ساخته شده است، اگر سری سوم هم ساخته شود، شما باز هم حاضرید که در آن ایفای نقش کنید؟
آن چیزی که بسیار برای من اهمیت دارد خود نقش است، باید ببینم نقش چه گونه است، اما من اساسا با آقای نعمت الله کار میکنم به این دلیل که کاملا زبان هم را متوجه میشویم و این موضوع فرآیند کار را بسیار برای ما آسان میکند. به این دلیل که من میدانم شیوه کاری ایشان چگونه است، ایشان هم بازی مرا میشناسند.
انتقادی که معمولا به نوشتههای آقای نعمتالله وارد میشود این است که نثر متفاوت و سختی دارد، این تفاوت و سختی شما را اذیت نمیکند؟
من شناخت کاملی روی سبک فیلمنامه نویسی ایشان دارم و همکاریهای بسیاری هم که با یکدیگر داشتیم این موضوع را برای من راحت کرده است و من سختی در آن نمیبینم.
زمانی که من قرار داد بستم فیلمنامه هنوز به پایان نرسیده بود اما طی همکاریهای پیشین و اعتمادی که به آقای نعمتالله داشتم آتنه را پذیرفتم
ویژگی نقش برای شما اهمیت دارد. آتنه چه ویژگی داشت که آن را پذیرفتید؟
زمانی که من قرار داد بستم فیلمنامه هنوز به پایان نرسیده بود اما طی همکاریهای پیشین و اعتمادی که به آقای نعمتالله داشتم نقش آتنه را پذیرفتم. چون یکی از خصوصیات بارز کارهای آقای نعمت الله این است که زنها نقش منفعل ندارند و کنشهای آنها بسیار قوی است و زنها یا مستقل هستند و یا در طول سریال مستقل میشوند. علاوه بر این موضوع زمانی که کلیت قصه را فهمیدم جذابیت خود سریال باعث شد تا آن را بپذیرم.
آتنه هم نقش زنی بود که خود ساخته نبود اما سعی داشت تا به این سمت حرکت کند و همین موضوع مرا ترغیب میکرد تا نقش را دوست داشته باشم.
شما خودتان هم مادر هستید، این موضوع چه قدر در ایفای نقش این کارکتر و باور پذیر کردن آن تاثیر گذاشت؟
در تمام دنیا و درباره تمام بازیگرها این موضوع وجود دارد که زیست بازیگر روی بازیگریش تاثیر میگذارد و من هم از این قاعده مستثنی نیستم و قطعا این موضوع روی ایفای نقش من تاثیر گذاشته است.
آتنه یک کاراکتری است به دلیل خلافکار بودن همسرش سعی دارد او را ترک کند و به سمت مستقل شدن برود، شما تا چه میزان حق را به او میدهید؟
من به عنوان شیوا ابراهیمی صد درصد حق را به زنی میدهم که قصد دارد شوهر خلافکارش را که قرار است بیست سال در زندان بماند ترک کند. هرکس دیگری هم باشد این حق را میدهد. مگر امکان دارد یک نفر زندگیاش را بگذارد برای مردی که خلافکار است و معلوم نیست اصلاح میشود یا خیر و این موضوع چیزی نیست که یک نفر بخواهد از آن چشم پوشی کند. نهایت کار این است که فرد از صمیم قلبش آن انسان را ببخشد اما اینکه زندگیاش را پای آن فرد بگذارد یک امر دیگر است.
آدمها یکبار زندگی میکنند و اصلا درست نیست به خاطر اشتباههای بزرگ و وحشتناک یک آدم دیگر که قاچاقچی است و هزاران عیب دیگر دارد زندگی خود را تباه کنند و این موضوع خیلی عامیانه است و بهتر است که سطح اطلاع رسانی آگاهی پیدا کند
البته یک عده هم رفتار آتنه را صحیح نمیدانند و معتقدند که به خاطر فرزندش هم که شده باید از خودگذشتگی کند، شما با این موضوع موافقید؟
من فکر میکنم این موضوعها دیگر به پایان رسیده است و برای یک دورهای است که زن مستقل نبوده و پای مرد خلافکار خود میمانده. اما به نظر من این موضوع اصلا درست نیست و اگر زنی چنین شوهری دارد باید تاجای ممکن او را از فرزندش دور کند تا تاثیر بدی روی او نداشته باشد. چه کسی گفته که زن و مرد در هر شرایط و با هر شکلی حتما باید در یک زندگی غلط بمانند و فرزندشان را در یک شرایط ناهنجار پرورش دهند؟ حتی در علم روانشناسی هم نمیگویند که کودک در چنین منجلابی بزرگ شود و دست آخر هم بگویند پدر و مادر از هم جدا نشدند. من با اعتقاد کامل به این موضوع این کارکتر را ایفا کردم و به هیچ عنوان شعار گونه نیست. آدمها یکبار زندگی میکنند و اصلا درست نیست به خاطر اشتباههای بزرگ و وحشتناک یک آدم دیگر که قاچاقچی است و هزاران عیب دیگر دارد زندگی خود را تباه کنند. این موضوع خیلی عامیانه است و باید اطلاع رسانی شود و سطح آگاهی افزایش پیدا کند و یکی از کارهایی که این سریالها انجام میدهند فرهنگ سازی است.
اصولا سریالهای ماه رمضان بازخورد بیشتری دارند و دیدن این سریالها مانند یک سنت شده است
حدود دو هفته است که «زمین گرم» از شبکه سه سیما پخش میشود، به نظر شما آنطور که باید و شاید دیده شده و باز خورد «زمین گرم» بیشتر بوده یا «برادر جان»؟
من فکر میکنم این سریال هنوز هم احتیاج به زمان دارد تا بهتر دیده شود و نکته بعدی اینکه باید در نظر بگیریم که اصولا سریالهای ماه رمضان بازخورد بیشتری دارند و دیدن این سریالها مانند یک سنت شده است که همه هنگام باز کردن روزه خود، به تماشای سریالهای ماه رمضانی هم مینشینند و از لحاظ آماری هم سریالهای ماه رمضان آمار بیشتری دارد. به همین دلیل زمان پخش سریال در دیده شدن خیلی تاثیر دارد.
یک موضوع که بسیار مطرح است اُفت کیفیت سریالهای تلویزیونی است، اگر بخواهیم «زیر هشت» که ده سال پیش پخش شد را با همین سریال که تقریبا عوامل مشترکی دارد مقایسه کنیم. مشخص است که سریالهای حال حاضر مخاطب کمتری را میتواند جذب کند.
یک چیزی که باید در نظر گرفته شود این است که زمانه تغییر کرده و همه ما میدانیم که تلویزیون ریزش مخاطب داشته و این موضوع هم دلایل مختلفی از قبیل افزایش مدیاها دارد. که درگذشته این مدیاها بسیار محدودتر بودند. در مورد کیفیت سینمایی کارها هم اگر بخواهیم صحبت کنیم مشخص است که با افزایش فناوری این کیفیت افزایش پیدا میکند. اما آن چیزی که دیدم و میدانم این است که «برادر جان» سال گذشته مخاطبان بسیاری داشت.
البته به سریال «برادر جان» هم بسیار انتقاد وارد شد هم در زمینه فیلمنامه هم کارگردانی و البته موضوعی که وجود داشت این بود که «برادر جان» رقیبی نداشت و به همین دلیل دیده شد.
همیشه به کارهای آقای نعمت الله انتقاد وارد میشود. خیلیها کلام و دیالوگ ایشان را دوست ندارند، خیلیها هم این سبک را دوست دارند، نمیتوان همیشه تمام مخاطبها را راضی نگه داشت و نکته جالب هم این است که افرادی که با دیالوگها مشکل دارند و همیشه منتقد هستند تمام دیالوگها را حفظ هستند و تمام قسمتها را دیدهاند. درباره نبود رقیب هم خیلی با این موضوع موافق نیستم به این خاطر که آقای نعمتالله مخاطبان خاص خودش را دارد که تعدادشان هم کم نیست.
تلویزیون ریزش مخاطب داشته و این موضوع هم دلایل مختلفی از قبیل افزایش مدیاها دارد و نمی توان منکر این موضوع شد
اینگونه هم نیست که کار خوب نداشتته باشیم، خود من در چند ماه اخیر سر چند کار بودم که میتوان از همه لحاظ به طور تمام قد از آنها دفاع کنم «خانه امن» با کارگردانی احمد معظمی، «بیگانهای با من است» کار احمد امینی که بسار کارهای قوی هستند.
ضبط سریال «بیگانهای با من است» سال گذشته آغاز شد، چرا هنوز تمام نشده؟
آقای امینی خیلی با طمانینه کار میکنند و برای کارهایشان زمان میگذارند و گرنه مشکل دیگهای وجود نداشت.

ضبط همزمان سه سریال آن هم در شرایط فعلی برای شما دشوار نبود؟
قرار نبود همزمان شود ولی چون ضبط «بیگانهای با من است» طول کشید و به مشکل کرونا برخوردیم یک مقدار کارها باهم تداخل پیدا کرد که به لطف دوستان برنامه ریز از لحاظ زمانی برای من مشکلی پیش نیامد اما از لحاظ حسی برای من سخت بود چون نقشهایم ۱۸۰ درجه با یکدیگر تفاوت داشتند چون نقشم در «بیگانهای با من است» خاکستری است.
نقشهای شما همیشه اینگونه است که آن آدمی هستید که خوب است اما هرکاری دلش میخواهد انجام میدهد خودتان اینگونهاید؟
آدمیزاد اینگونه است، ممکن است خوب باشد اما یکجاهایی هم خطایی از او سر بزند.
من یکبار کرونا گرفتم اما به طور خیلی خفیف و علامتی نداشت
یکجایی به کرونا اشاره کردید، سر صحنه چگونه با این موضوع کنار میآیید؟
من یکبار کرونا گرفتم اما به طور خیلی خفیف و علامتی نداشت، موضوعی که درباره کرونا وجود دارد این است که ممکن است شما خودتان آسیبی نبینید اما به آن عزیزی که از اعضای خانوادتان است آسیب برسانید به همین دلیل بسیار خطرناک است.
کرونای شما در سکوت خبری بود.
به این دلیل که خیلی اهل حاشیه و فضای مجازی نیستم و دنبال این نیستم به هر طریقی سر زبانها باشم و دیده شوم و این موضوع را بسیار کنترل میکنم.
متاسفانه بعضا میبینیم و میشنویم که عدهای، مخصوصا جوانترها برای ورود به سینما و بازی در یک فیلم هزینه میکنند که این موضوع خودش یک مشکل عظیم است
کمتر هنرمندی اینگونه است.
بدون حاشیه زندگی آرامتری دارم و تمام وقتم را کنار خانواده میگذرانم که بسیار هم لذت بخش است.
بیشتر شما را در تلویزیون میبینیم و شیوا ابراهیمی را به عنوان بازیگر تلویزیون میشناسیم خودتان نمیخواهید در سینما باشید؟
من عاشق سینما هستم چون یک ویژگیهایی دارد که تلویزیون ندارد و بالعکس و اساسا در سینما دست بازتری برای ایفای نقش داریم. من خیلی زیاد فیلم کوتاه بازی میکنم اما در مورد فیلم بلند میتوانم بگویم خیلی کمتر پیشنهاد دارم و دلیلش هم مشخص است شما اگر فیلمهای سینمایی را نگاه کنید اسامی یک تعداد آدم دائم در آن تکرار میشود. سینما یک قسمت بیزنس دارد که آدمها باید بروند و خودشان و کارشان را معرفی کنند.
من اساسا معتقدم هرکاری که میخواهیم انجام دهیم باید یک تحصیلات آکادمیک و زمینه علمی درمورد موضوع داشته باشیم، من که چنین عقیدهای دارم و دانشگاه رفتهام و درس خواندهام فکر میکنم تمام هنرمندان باید بخش بیزنس قویای داشته باشند، هرچند که در نظام آموزشی ما این مورد آموزش داده نمیشود و من از اساس به نظام آموزشی انتقاد دارم، اما این مهارت باید کسب شود حالا یا توسط خود هنرمندان یا از راههای دیگر مانند استفاده از مدیر برنامه و اگر این بخش تقویت نشود کسی مانند من که در این بخش ضعیف است، حضورش کمرنگ میشود.

یک بحث هم درباره ارتباطات وجود دارد، چند سال پیش یک نقشی را به من پیشنهاد دادند، قرار داد بستم و پس از مدتی دیدم نقش من خیلی کمتر شده و یک کاراکتر به فیلم اضافه شده و بخش عظیمی از نقش من وارد نقش آن هنرمند شده تا او آن را بازی کند و برای جشنواره فجر سیمرغ بگیرد که یادم نیست سیمرغ گرفت یا کاندید شد. من هنوز هم آن قرار داد را دارم اما جایی رسانهای نکردم. نکتهای که وجود دارد این است خیلی راحت نقشها تغییر میکنند و متاسفانه بعضا میبینیم و میشنویم که عدهای، مخصوصا جوانترها برای ورود به سینما و بازی در یک فیلم هزینه میکنند که این موضوع خودش یک مشکل عظیم است.
اگر یک حق انتخاب داشته باشید که تا آخر در همان زمینه فعالیت کنید بین سینما، تئاتر و تلویزیون کدام عرصه را ترجیح میدهید؟
تئاتر را انتخاب میکنم. من همیشه دوست دارم بازیگر تئاتر باشم، در حال حاضر در این وضعیت کرونا که اصلا کار تئاتر انجام ندادهام، قلبم تیر میکشد که حتی یک تئاتر ببینم. بحث این است که من دوست دارم بازیگر تئاتر باشم اما در شرایطی که بتوانم با آن زندگی کنم، در حال حاضر هنرمندان ما مخصوصا کسانی که فقط در تئاتر فعالیت میکنند یک شغل دیگر هم دارند تا بتوانند خرج زندگی و خانواده را بگذرانند. من تئاتر را دوست دارم اما در شرایطی که همه چیز آن مهیا باشد.
۱۳۹۹ شهریور ۳۱, دوشنبه
مصادره ساختمان پرسپولیس برای پرداخت دستمزد ویلموتس
به نظر می رسد در اتفاقی عجیب باشگاه پرسپولیس که شخصیت حقوقی مستقلی از فدراسیون فوتبال دارد، باید تاوان تصمیمات اشتباه مسئولان فدراسیون فوتبال برای تیم ملی را پرداخت کند.
به گزارش «تابناک ورزشی»؛ پیامدهای هولناک مدیریت مهدی تاج و دارودستهاش بر فوتبال کشور هر روز ابعاد وسیعتری پیدا میکند و مشخص نیست این مدیر که مشی سیاسیاش هم به واسطه تغییر رویکردهای پیاپی بین جناح های سياسي مشخص نیست، تا چه زمانی میخواهد برای مملکت و نظام هزینه تراشی کند؟!
در تازه ترین خبرها از عواقب ناگوار مدیریت تاج، شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا) به دنبال عدم تسویهحساب استقراض دو میلیون یورویی فدراسیون فوتبال، با حکم دادگاه سند ساختمان فدراسیون و باشگاه پرسپولیس را مصادره کرده است.

این خبر از چند ماه در رسانه های اجتماعی و گروهی منتشر میشود؛ اما دریغ از یک واکنش و پاسخ ساده از سوی مسئولان فعلی فدراسیون که بیشترشان دین مهدی تاج را بر گردن دارند و نمیخواهند علیه رییس سابق حرفی بزنند.
تنها یک بار مسئول امور حقوقی فدراسیون فوتبال در واکنشی به پرسش رسانهها، ضمن تایید کلیت موضوع، تلویحا اجرایی شدن آن را نیازمند زمان طولانی یکی دوساله در مراجع قضایی دانست اما هنوز به چندماه نرسیده که حکم صادر شده است و شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی برای وصول حق کارگران این نهاد اقتصادی مهم، با جدیت دنبال گرفتن پولی آمده که با درخواست و دستور عجیب جهانگیری به فدراسیون تاج قرض داده بود تا به حساب ویلموتس واریز شود.
مسئولان فدراسیون فوتبال و باشگاه پرسپولیس درباره این فاجعه تاریخی تاکنون هیچ شفافسازی نداشته اند اما داستان را تقریبا همه میدانند.
چرا سند ساختمان پرسپولیس و استقلال بنام فدراسیون است؟
ساختمان دو باشگاه استقلال و پرسپولیس در دوره ریاست محمد دادکان بر فدراسیون فوتبال ایران برای این دو باشگاه خریداری شد و سند آن به نام فدراسیون فوتبال باقی مانده بود تا سرخابی ها اجاره نشین نباشند و البته نتوانند با فروش این دارایی، پول آن را خرج مسائل جاری و فساد مدیران در دوره های مختلفش بکنند.
حالا شستا به عنوان طلبکار سر رسیده و با حکم مصادره اموال، می خواهد قرض دو میلیون یورویی به فدراسیون بابت دستمزد ویلموتس را پس بگیرد و با یک استعلام ساده به سه ملک و ساختمان پنج طبقه رسیده است.
اولی همان ساختمانی است که خود فدراسیون سالهاست در آن مستقر است و آن هم در دوره دکتر دادکان خریداری شد و فوتبال از چند اتاق محقر و تو در تو رهایی یافت.
دومین ساختمان در حوالی ساختمان فدراسیون فوتبال یعنی اطراف میدان پیروان خریداری شد و هرچند در اطرافش ساختمان های مسکونی بسیاری قرار گرفته است، قرمزها را در ۱۵ سال گذشته از اجاره نشینی خلاص کرده است.
ساختمان سوم در سعادت آباد و خیابان علامه واقع شده که در تصرف استقلالی هاست و این باشگاه را نیز از بلاتکلیفی در دفتر مدیران عامل مختلف نجات داد. حالا شنیده شده دو ساختمانی که اکنون در اختیار فدراسیون و باشگاه پرسپولیس است، کفاف تسویه بدهی را می دهد.

پرسپولیس آواره کوچه و خیابان، کوچ کشی فدراسیون به کمپ
هنوز مصادره سند، به پلمپ ساختمان و جلوگیری از ورود کارمندان فدراسیون و باشگاه پرسپولیس به محل کار ختم نشده است؛ اما اگر شستا تصمیم بگیرد املاک خود را نقد کند و به حساب کارگران تامین اجتماعی ببرد، قاعدتا این اتفاق هم خواهد افتاد، ولی حتی این خطرها هم نتوانسته زبان مدیران پرادعای فدراسیون را باز کند.
گویا با توجه به آنکه مقدار ریالی طلب شستا و معادل ارزی آن به نرخ روز به اندازه ساختمان باشگاه پرسپولیس و فدراسیون بوده است، با وجود در دست داشتن حکم مصادره باشگاه استقلال دیگر نیازی به مصادره ساختمان آن باشگاه نبوده و استقلال فعلا از این مهلکه سالم در رفته است.
در این میان فدراسیونی ها در صورت اجرای حکم تخلیه باید کل اسباب و اثاثیه شان را جمع کرده و به ساختمان های کمپ تیم ملی و آکادمی فوتبال نقل مکان کنند که غیر از تحمیل هزینه، با کمبود شدید جا مواجه خواهند شد و احتمالا فوتبال را به زودی در شرایط دهه ۷۰ و ساختمان خیابان پاکستان یا حتی قبل تر از آن خواهیم دید.
اما مشکل اصلی پرسپولیس است که هیچ جایی برای انتقال مکان فیزیکی باشگاه ندارد و احتمالا باید وسایلش را به ورزشگاه شهید کاظمی منتقل کند تا فکری به حال خودش بکند.
این هم آخر و عاقبت سپردن افسار فوتبال به دست ساربان ناشی و نابلدی همچون تاج که بعد از سه سال و اندی ریاست آبرویی برای فوتبال ایران باقی نگذاشت. حالا اهالی فوتبال می گویند رویای ساخت یک ساختمان خاص و جدید برای فدراسیون پیشکش مهدی تاج و رفقایش باشد، حداقل همان ساختمان نیم بند خیابان سئول را حفظ کنید که با توجه به اوضاع وخیم مالی این نهاد بعد از تاج و غرامت هنگفت ۲۰۰میلیاردی به فیفا همان هم تقریبا محال شده است.
۱۳۹۹ شهریور ۲۲, شنبه
مسابقات دو و میدانی بانوان
عکاس: سکینه سلیمی، سید علی صالح/ برنا







